درسنامه آموزشی تاریخ (1) انسانی کلاس دهم رشته ادبیات و علوم انسانی
درس 16: هنر و معماری
هنر و معماری، نه فقط جلوهگاه ذوق و ظرافت و حس زیباییشناسی هنرمندان است، بلکه مُعَرِّف اندیشهها، باورها و ارزشهای مورد قبول جامعه نیز هست. در این درس، شما با بررسی وضعیت هنر و معماری ایران در عصر باستان، ویژگیهای برجستۀ آن و خلاقیتها و ابتکارات ایرانیان در این عرصه را شناسایی و ارزیابی مینمایید.
مادیها
از دورۀ مادی، آثار هنری مختلفی شامل اشیای زرّین و سیمین و ظروف سفالی به دست آمده که نشان میدهد هنرمندان مادی در فلزکاری، جواهرسازی و سفالگری مهارتِ درخور توجّهی داشتهاند. بدون شک، هنر مادی متکی بر تجربه و دستاوردهای هنری بومیان غرب فلات ایران بوده است که قرنها پیش از مادیها در این منطقه میزیستهاند و صاحب تمدن درخشانی بودهاند. دستاوردهای حکومت مادی در عرصۀ معماری نیز قابل توجه است. در این دوره، قلعهها، کاخها و شهرهایی ساخته شد. مادیها در قلعه سازی تبحر زیادی داشتند و برای مقابله با دشمنان خارجی خود به ویژه آشوریان، قلعههای مستحکمی ساختند. پایتخت مادیها شهر هگمتانه (همدان امروزی)، بود که یونانیان به آن اکباتان میگفتند. این شهر از هفت قلعۀ تو در تو تشکیل شده بود که هر قلعه رنگ نمادین خاصّی داشت. از دیگر شهرهای این دوره، میتوان بیستون، اسپدانه (اصفهان) و کنگاور را نام برد.
هخامنشیان
در دوران هخامنشی، هنر و معماری ایران به سبب ثبات و آرامش، رونق اقتصادی و حمایت پادشاهان، به اوج شکوفایی رسید. از سرزمینهای پهناور حکومت هخامنشی به ویژه پاسارگاد، تخت جمشید و شوش، آثار قابل توجهی از معماری، هنرهای تزیینی وابسته به معماری، نقش برجستههای سنگی و شاهکارهای مهم هنری دیگر برجا مانده است. نمونههایی از آثار سفالین، فلزی، سنگی که از این مکانهای تاریخی به دست آمده، امروزه زینت بخش موزههای ایران و جهاناند.
یکی از ویژگیهای مهم هنر و معماری هخامنشی، تأثیرپذیری از دستاوردهای هنری اقوام و ملتهای تابع آن حکومت بود که پیشینهٔ تمدنی درخشانی داشتند. پادشاهان هخامنشی به طور گسترده از مهارت و استادی هنرمندان و معماران سرزمینهای قلمرو تحت فرمان خود استفاده میکردند. در این دوره، تجربه و سبکهای هنری اقوام غیرایرانی با شیوههای بومی ترکیب شد و هنری به وجود آمد که کاملاً تازگی داشت و روح هنر ایرانی بر آن حاکم بود.
دیگر ویژگی شاخص هنر و معماری دورهٔ هخامنشی، درباری بودن آن بود، به این معنی که شکوه شاهانه و تشریفات و تجملات درباری را به نمایش میگذاشت. در واقع، بخش عمدهٔ آثار هنری شاخص و ساختمانهای مجلّل، به خواست شاهان و درباریان و برای زندگی تجملاتی و تشریفاتی آنان به وجود آمد.
یکی دیگر از ویژگیهای هنر هخامنشی، طبیعتگرایی یا به عبارت دیگر، استفاده و تقلید از عناصر موجود در طبیعت مانند حیوانات و گیاهان در آثار هنریشان است.
معماری
مهمترین بناهای دورۀ هخامنشیان شامل آرامگاهها، کاخها، آتشگاهها و دیگر ساختمانهای عمومی است.
قدیمیترین بناهای این دوره که آثاری از آنها برجا مانده، در پاسارگاد، نخستین پایتخت هخامنشی برپا شدند. این مجموعه شامل کاخ شاهی و آرامگاه کورش هخامنشی بود. به نوشتۀ مورّخان یونانی، این ساختمانها در میان باغ بسیار زیبایی قرار داشته اند.
دوران داریوش یکم، اوجِ شکوه و عظمت معماری ایران است. این پادشاه در ابتدای حکومتش دستور داد کاخی بزرگ به نام آپادانا در شهر شوش به عنوان پایتخت اداری حکومت هخامنشی ساخته شود. در لوح سنگی یادبودی که در کاخ آپادانا کشف شده، داریوش بزرگ تأکید میکند که این بنای مجلل را با گرد آوردن بنّایان و کارگران ماهر و مصالح ساختمانی عالی، از سراسر امپراتوری ساخته است.
فعّالیت 1 (صفحهٔ 145 کتاب درسی)
الف- محتوای این سنگ نوشته، کدام ویژگی هنر و معماری هخامنشی را نشان میدهد؟ برای پاسخ خود دلیل بیاورید.
ترکیبی بودن هنر و معماری هخامنشی را نشان میدهد زیرا در آن از هنرهای تمام ملتها استفاده شده است. در این دوره تجربیات و سبکهای هنری اقوام ایرانی با شیوههای بومی ترکیب شد و هنری به وجود آورد که کاملاً تازگی داشت و روح و هنر ایرانی بر آن حاکم بود.
ب- مکانهایی را که در این سنگ نوشته ذکر شده، بر روی نقشۀ هخامنشیان در درس 9، نشان دهید.
لبنان (فینیقیه)، سغدیایا - خراسان - سارد و...
پ- به نظر شما چرا داریوشیکم بر مشارکت معماران، هنرمندان و کارگران از سرتاسر قلمرو هخامنشی در بنای کاخ تأکید مینماید؟
در واقع تأکید بر وسعت امپراتوری و تسلط بر انواع ملل تابعه دارد و همچنین برای نشان دادن اهمیت و بزرگی و جلال ساخت این کاخ.
عظیمترین مجموعۀ ساختمانی و شاهکار معماری جهان باستان، یعنی تخت جمشید نیز به دستور داریوشیکم و جانشینانش، همچون کاخ آپادانای شوش، با مشارکت گروه کثیری از معماران، بنّایان، هنرمندان و کارگران و نیز با گردآوری مصالح ساختمانی از سرتاسر قلمرو هخامنشی، برپا گردید.
سنگ نگارهها
تصمیم بر ایجاد بناها، و به عبارت دیگر، ثبت رویدادها و اقدامهای شاهان به وسیلۀ کندهکاری نقشها بر دیوارهای سنگی یا صخرههای کوهستانی، در کشور ما پیشینهای کهن دارد. از دوران هخامنشیان نقش برجستههای سنگیِ فراوانی باقی مانده که به وضوح، مهارت، ذوق و ظرافت هنرمندان سنگتراش آن زمان را نشان میدهد. برخی از این نقش برجستهها بر سینۀ صخرهایِ کوهها و بسیاری دیگر از آنها بر روی دیوار بناهای حکومتی به ویژه کاخها و آرامگاهها، به زیباییِ هرچه تمامتر کنده کاری شدهاند. نقش و نگارهای کنده کاری شده بر روی سنگ، اغلب عبارت اند از: پیکرۀ پادشاه و ملازمان او به هنگام پیروزی بر دشمنان و یا بارِ عام، پیکرۀ حیوانات واقعی و افسانهای و همچنین نمادها و نشانههای دینی. در نقش برجستههای صخرهایِ آن زمان، اهورهمزدا به شکل نمادینِ حلقهای بال دار در حال پرواز بر بالای سرِ پادشاه، نمایان است.
پژوهشگران با مقایسۀ نقش برجستههای دورۀ هخامنشی با دوران پیش از آن، دریافتهاند که سنگتراشانِ هنرمندی که در خدمت هخامنشیان بودهاند، از نقش برجستههای بینالنهرین و به ویژه نقش برجستههای آشوری، الهام و الگو گرفتهاند.
سمت چپ: سردیس داریوش یکم ترسیم شده براساس نقش برجستههای بیستون و تخت جمشید
فعّالیت 2 (صفحهٔ 146 کتاب درسی)
به تصویر بالا دقت نمایید، چه شباهتهایی در آنها میبینید؟ از این شباهتها چه نتیجهای میتوان گرفت؟
ظاهر هر دو موارد یکسانی دارد (مانند ریش) و میتوان نتیجه گرفت پیوستگی هنری و فرهنگی بین ایران و منطقۀ بین النهرین که در زمان هخامنشیان بخشی از قلمرو ایران شده بود و هخامنشیان از دستاوردهای آن استفاده میکردند.
از دوران هخامنشیان، شماری تندیس یا مجسمۀ جانوری در تخت جمشید و شوش یافت شده است؛ تنها تندیس انسانیِ باقیمانده که بزرگتر از اندازۀ طبیعی ساخته شده، پیکرۀ بدون سر، متعلق به داریوش یکم است که در شوش از زیر خاک بیرون آورده شده است.
فلزکاری و جواهرسازی
ظریفترین آثار هنری دوران هخامنشیان را میتوان در فلزکاریهای نفیس و جواهرات ممتازی یافت که اختصاصاً برای پادشاه و درباریانش ساخته شدهاند. انواع گوناگونی از تکوک (ریتون) و دیگر ظرفهای طلایی، نقرهای و مفرغی مزیّن به نقشهای مختلف و نیز زیورآلات، از آن دوران کشف شده است.
بافندگی
از پارچهها و دیگر بافتههای عصر هخامنشی به جز قالی پازیریک چیزی باقی نمانده، اما جامههای پُر نقش و نگار و تزیین شدۀ پادشاه و سپاهیانش در نقش برجستهها، نشان میدهد که هنر بافندگی در اوج قرار داشته است. بیشک، تالارهای بزرگ کاخهای پادشاهان در شوش و تخت جمشید با قالیها و منسوجات نفیس و مرغوبی، مفروش بوده است.
اشکانیان
سلوکیان تمام تلاش خود را برای گسترش فرهنگ، هنر و معماری یونانی در ایران به کار گرفتند. در آن زمان، عدۀ زیادی از یونانیان به میهن ما مهاجرت کردند و سکونتگاهها و شهرهای جدیدی را بر پایۀ اصول معماری یونانی پی افکندند. اشکانیان که در پی سلوکیان قدرت را به دست گرفتند، در آغاز، دنبالهرو دستاوردهای فرهنگی و هنری یونانیان بودند، اما به تدریج از نفوذ فرهنگ، هنر و معماری یونانی در ایران کاسته شد.
معماری و شهرسازی
در دوران اشکانیان، شهر و شهرنشینی گسترش قابل توجهی یافت. از آثار برجستۀ معماری دوران اشکانیان میتوان به بقایای شهر نسا، صد دروازه (دامغان)، معبد آناهیتا در شهر کنگاور در استان کرمانشاه، کوه خواجۀ سیستان و کاخ شهر هَترا (الحضر) در نزدیکی موصل در کشور عراق اشاره کرد.
مصالح ساختمانی در این دوره بیشتر شامل خشت، آجر، سنگ نتراشیده و تراشیده است. ساخت بناهای طاقدار، گنبدی و دارای ایوان، از ویژگیهای معماری دوران اشکانیان به شمار میرود. هنر گچبری در زمان اشکانیان رواج یافت و در بناهای کوه خواجه، به نهایت ظرافت رسید. آرایۀ دیگری که در معماری اشکانی رواج داشته، نقاشی دیواری است.
پیکرسازی
هنر مجسمهسازی در دورۀ اشکانیان، متأثر از هنر یونانی رونق گرفت و مجسمهسازان آثار متعددی پدید آوردند. برجستهترینِ این آثار، پیکرۀ برنزی شاهزادۀ اشکانی است.
از دوران اشکانی، نقش برجستههایی باقی مانده، اما از نظر فنی و هنری در سطح نقش برجستههای هخامنشی و ساسانی نیستند.
سفالگری، فلزکاری و جواهرسازی، از دیگر هنرهای رایج دوران اشکانیان به شمار میروند. در این دوره، سفالها نقش و طرح متنوع و گوناگون نداشتند، اما دارای لعابی، اغلب سبز رنگ بودند.
ساسانیان
حکومت ساسانی نیز همچون حکومتهای پیشین و بلکه بیشتر از آنها، به هنر و هنرمندان اهمیت میداد. بر اثر توجه حکومت ساسانی به هنر و پشتیبانی آنان از هنرمندان، هنری پدید آمد که به لحاظ عظمت و شکوه، با هنر روم برابری میکرد و گاه بر آن برتری داشت. هنر ساسانی ریشه در هنرهای کهن ایران و نیز هنر دوران هخامنشی و اشکانی داشت و حتی از هنر یونانی و رومی نیز تأثیر پذیرفته بود. پس از سقوط ساسانیان و ورود اسلام به ایران، هنر اسلامی، تأثیر بسزایی از هنر ساسانی پذیرفت.
معماری و شهرسازی
معماری و شهرسازی در دورۀ ساسانیان پیشرفت چشمگیری کرد. مهمترین آثار معماری این دوره را کاخها، آتشکدهها، پلها، کاروانسراها، قلعهها و بندها (سدها) تشکیل میدهند.
معماری ساسانی با بنای کاخ اردشیر در فیروزآباد فارس (گور) آغاز شد و با ساخت کاخ تیسفون به اوج رسید. کاخ تیسفون که از آن به عنوان یکی از باشکوهترین و زیباترین بناهای ساسانی یاد میشود، در کنار رود دجله ساخته شد. طاق یا ایوان کسریٰ، بخشی از آن کاخ بود. از جمله ویژگیهای برجستۀ معماری آن دوره، کاربرد وسیع گنبد، ایوان و طاق در ساخت بناها به ویژه کاخها بود. معماران چیرهدست ایرانی در آن زمان، فنون و مهارتهای ساخت گنبد را چنان توسعه و ترقی دادند که سبکِ کار آنان، الگویی برای معماران در دوران اسلامی شد و حتی معماران اروپایی نیز آن را تقلید کردند. در دورۀ ساسانی برای تزیینات داخلی کاخها و بناها از روشهای گوناگونی مانند موزاییککاری، نقاشی دیواری، گچبری و نقش برجسته استفاده میشد.
آتشکدههای متعددی هم که در این عصر در مناطق مختلف ایران ساخته میشد، به شکل گنبد چهارطاقی بود و آتش مقدس در درون آن نگهداری میشد.
در طی حدود چهار قرن فرمانروایی سلسلۀ ساسانیان بر ایران، شهرهای متعددی در گوشه و کنار کشور، به خصوص در فارس و خوزستان به فرمان پادشاهان این سلسله برپا گردید. طرح و نقشۀ شهرهای ساسانی همچون شهرهای اشکانی به شکل دایره بود.
سنگ نگارهها
هنر کندهکاری بر روی دیوارههای سنگی و صخرهها، بار دیگر در دورۀ ساسانیان اوج گرفت و هنرمندان پیکرتراش، استعداد و نبوغ خود را به نمایش گذاشتند. از دوران ساسانی نقش برجستههای فراوان و در مقیاس بزرگ باقیمانده است که اکثر آنها در فارس، زادگاه خاندان شاهی قرار دارند. محتوا و مضمون اغلب این نقشها، اعطای منصب شاهی از سوی اهورهمزدا به شاه و صحنههایی از پیروزیهای شاهان بر دشمنانشان است.
معروفترین نقش برجستهٔ دوره ساسانی، مجموعهٔ طاق بستان است که دو طاق سنگی بزرگ و کوچک نقشدار و یک نقش برجستهٔ بدون طاق را شامل میشود. آنچه این مجموعه را به طاقبستان معروف کرده، طاق بزرگ است که شکارگاه خسرو پرویز را در دیوارههای داخلی طاق نشان میدهد.
نقاشی و نگارگری
در دوران ساسانی، هنر نقاشی و نگارگری در ایران رونق و رواج چشمگیری یافت و نقاشان ایرانی در ترسیم نقوشِ گل و گیاه، جانوران و انسان، مهارت فراوانی از خود نشان دادند. نقش و نگارهای نقاشان ایرانی در عهد ساسانی، الهام بخش هنرمندان دوران بعد، به ویژه دورهٔ اسلامی بود.
فلزکاری و قلم زنی
آثار نقرهای عهد ساسانی که با مهارت و ظرافت فوق العادهای ساخته شده اند، از شهرت فراوانی برخوردارند. بیشتر آثار فلزی باقیمانده از این دوره را انواع بشقاب، سینی و کاسه تشکیل میدهند. این ظرفها که دارای نقش و نگارهای بسیار زیبا و ظریف هستند، اغلب برای مصرف خاندان شاهی و خانوادههای اشرافی تهیه میشدند. بعدها هنرمندان کشورهای مختلف، از همین نقشها تقلید کردند. برخلاف فلزکاری، هنر سفالگری در دورۀ ساسانی رونق گذشته را نداشت.
موسیقی
دورۀ ساسانی یکی از دورانهای درخشان موسیقی ایران است. هنرمندان عرصۀ موسیقی در دورۀ ساسانی، بیش از پیش مورد توجه شاهان قرار گرفتند و از منزلت و امتیازات ویژه برخوردار شدند. از خوانندگان و نوازندگان آن دوره با عنوان گوسان، خُنیاگر و رامشگر یاد شده است.
بافندگی
بافندگی اعم از بافت پارچه و قالی، عرصۀ دیگری بود که هنرمندان عهد ساسانی، در آن استعداد و نبوغ هنری خود را برای خلق آثاری زیبا به نمایش گذاردند. منسوجات آن زمان به ویژه پارچههای ابریشمی، بسیار ظریف و پرنقش و نگار بودند. شواهد موجود، بیانگر رونق و شکوفایی هنر فرش بافی در آن دوره است. قالی بهارستان که اعراب مسلمان از کاخ تیسفون به غنیمت گرفتند، شهرت بسیار دارد.
فعّالیت 3 (صفحهٔ 152 کتاب درسی)
به پنج گروه تقسیم شوید و با راهنمایی دبیر خود، هر گروه یک بخش از آثار هنری دورۀ ساسانی را در قالب پاورپوینت معرفی و در کلاس ارائه کنید، الف- بناها، ب- سنگ نگارهها، پ- ظروف فلزی، ت- سکهها، ث- زیورآلات
بناها: معبد آناهیتا، آتشکدههای دوره ساسانی، برج خاموشان، شهر دایرهای، قلعهٔ دختر، کاخ سروستان، پل تاریخی کوار، طاق کسرا و فلکالافلاک تنها تعدادی از بناهای معماری ساسانی است.
سنگ نگارهها: نقش برجستههای ساسانی اسناد مهم و معتبری از اوضاع سیاسی - مذهبی و اجتماعی در این عصر میباشند. این سنگ نگاره ها معمولاً در مقابل سرابها و رودخانهها بر پاشده است و در سه دسته با موضوعات مذهبی، غیر مذهبی و ترکیبی ظاهر شده اند این نقوش عمدتاً به منظور آگاه کردن مردم از کارهای پرافتخار و قهرمانانه و پیروزیهای بزرگ فرمانروا پدید آمدهاند و در اغلب آنها رابطه و پیوند شاهنشاه با نیروهای فرازمینی و اعطای حقله فرمانروایی از سوی اهورا مزدا یا موبد زرتشتی و بعضاً با حضور یاران اهورامزدا (مهر و اَناهیتا) به نمایش گذاشته شده است. عمده آنها در بیشاپور، نقش رستم، تاق بستان، نقش رجب و فیروز آباد است. در این نقوش شاه را میتوان از روی کلاهش شناسایی کرد.
ظروف فلزی: مهمترین آثار فلزی که از دوره ساسانی باقیمانده، ظروف نقرهای هستند که شماری از آنان زراندود شدهاند. برخی از این ظروف نقرهای دارای خط نوشته هستند که بیان کننده نام صاحب ظرف و مشخصه وزن آن است. این ظروف که تاکنون اطلاع دقیقی از محل ساخت آنها به دست نیامده دارای شکلهای مختلفی هستند که رایجترین آنها عبارتند از: بشقابها، کاسههای نیمکرهای، تنگها، ظروف کشکولی شکل با نقشهای متنوع، ریتونها، ظروفی به شکل مجسمه کامل حیوان.
سکهها: مسکوکات ساسانی طلا و نقره و مس بودند اما نسبت بین ارزش آنها در تمام دوره ساسانیان ثابت نبود. درهم نقره معمولاً به بین 3٫65 تا 3٫94 (سه و شصت و پنج تا سه و نود و چهار) گرم وزن داشت. این وزن بر اساس سکههای اشکانی و سکههای فنیقی است. در سکههای ساسانی نقش شاه همواره در یک طرف سکه حک شدهاست و در طرف دیگر معمولاً یک آتشدان است. سکههای ساسانی از طلا و نقره و مس بود. سکههای نقره را زوزن میگفتند. تاریخ سکهها مشخص سالهای سلطنت ساسانی است. خط و زبان سکهها، پهلوی ساسانی میباشد.
زیورآلات: در دوره ساسانیان، هنر طلا و جواهرسازی، مانند سایر هنرها به شکوفایی رسید. کیفیت و پیچیدگی سکهها، جواهرات و زیورآلات مربوط به این دوره، گواه بر این امر است. فرهنگ و تمدن ماد را میتوان پیشگام سبکهای هنری دانست، با تشکیل امپراطوری عظیم هخامنشی، روند نزدیکی فرهنگها و تمدنهای شرق باستان به نقطه عطف خود رسید. در عصر ساسانیان نیز مصرف طلا در ایران فراوان بود. از شکوه و عظمت دست ساختههای هنری ایرانیان در روزگاران هخامنشی و ساسانی هرچه گفته شود کم است. پادشاهان این سلسله نظیر هرمز اول، خسرو دوم چنان به ساخت زیور آلات اشرافی و به ویژه تاج و تخت پادشاهی توجه داشتند که حیرت مورخین را برانگیخته است.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 152 کتاب درسی)
1- دو مورد از ویژگیهای مهم هنر و معماری عصر هخامنشی را توضیح دهید.
1) تأثیر پذیری از دستاوردهای هنری اقوام و ملتهای تابع که وجه غالب آن تأثیر روح ایرانی در آن بود. 2) درباری بودن آن بود که شکوه شاهانه و تشریفات و تجملات درباری را به نمایش میگذاشت. 3) طبیعت گرایی، با استفاده از عناصر طبیعت، مانند اشکال جانوران و گیاهان.
2- سنگنگارهها و نقش برجستههای دوران هخامنشی و ساسانی، حاوی چه مضامین و محتوایی هستند و چه اهمیتی در شناخت تاریخ آن دوران دارند؟
مضامین تأکید بر جایگاه شخص پادشاه و ارتباط او با اهورا مزدا، عقاید و نمادهای مذهبی، پیکرۀ حیوانات واقعی و یا افسانهای و... اهمیت این منابع به عنوان تنها منابع دست اول از دوران باستان باقی مانده است و میتواند بیانگر بسیاری از جنبههای زندگی ایرانیان باشد.
3- برجسته ترین نوآوریهای معماری اشکانی و ساسانی را شرح دهید.
استفاده از الگوی ایوان و طاق و گنبد در ساخت بناها که در هر دو حکومت مشترک بوده است و در آثار معماری بعد از خودشان مورد استفادۀ حکومتهای دیگر قرار گرفت.
4- هنر نقاشی و نگارگری در عصر ساسانی چه وضعیتی داشت؟
هنر نقاشی و نگارگری در ایران رونق و رواج چشمگیری یافت و نقاشان ایرانی در ترسیم نقوش گل و گیاه، جانوران و انسان، مهارت فراوانی از خود نشان دادند. نقش و نگارکارهای نقاشان ایران در عهد ساسانی، الهام بخش هنرمندان دوران بعد، به ویژه دورۀ اسلامی بود.
5- سه مورد از عوامل رونق و شکوفایی هنر و معماری ایران در دوران باستان را استنباط و بیان کنید.
1- استفاده از دستاوردهای هنری ملل تابع، به خصوص هنر و معماری بین النهرین.
2- توجه پادشاهان و حکام به ساخت انواع کاخها و سنگنگارههای یادبود.
3- شکوفایی اقتصادی حکومتهای باستانی و توان مالی آنها در رونق فرهنگ و هنر.